پنج شنبه ٣١ خرداد ١٣٩٧
صفحه اصلی|ايران|زبان و ادبيات فارسی|سوالات متداول|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت
منو اصلی
اخبار > يكصد سال تلاش استعماري براي ايجاد تفرقه در خاورميانه


  چاپ        ارسال به دوست

مقاله

يكصد سال تلاش استعماري براي ايجاد تفرقه در خاورميانه

Normal 0 false false false EN-US ZH-CN AR-SA

 

دوم نوامبر، يكصدمين سالگرد صدور اعلاميه بالفور براي حمايت از تاسيس دولت صهيونيستي در سرزمين فلسطين است.اعلاميه شومي كه يهوديان را صاحب "حقي"در سرزمين فلسطين كرد كه هيچ حقي در ان نداشتند.با اين اعلاميه و تحولات بعدي در تشكيل دولت هاي كوچك در خاورميانه و مرزهاي جديد،رنج ها و الام مردمان ساكن فلسطين اغاز شد و با اعلام رسمي تاسيس دولت صهيونيستي غده اي سرطاني براي ايجاد بي ثباتي و ناامني دائم درخاور ميانه شكل گرفت.

با اداي احترام به ملت مقاوم فلسطين كه يكصد سال مشعل مبارزه را براي حفظ سرزمين مادري روشن نگاه داشته اند ،گزارشي را در باره چگونگي صدور اعلاميه بالفور مرور مي كنيم. 

 

 

 آرتور بالفور وزیر امور خارجه وقت انگلستان در روز دوم نوامبر 1917 با صدور اعلامیه ای که در تاریخ به اعلامیه بالفور شهرت یافته از ایجاد یک کشور برای یهودیان در فلسطین حمایت

کرد.

در آن زمان فلسطین هنوز از مستملکات امپراتوری عثمانی بشمار می رفت .

انگلستان پس از شکست ناپلئون بناپارت در مصر و سرزمین شام به فکر ایجاد نیرو و پایگاهی در خاورمیانه جهت مقابله با فرانسه و برتری یافتن بر آن افتاد. 

انگلستان ، فلسطین را بدلیل موقعیت استراتژیکی در میان سرزمینهای عربی و به عنوان دروازه ای بین آسیا و آفریقا ، برای خود انتخاب کرد.

بنابراین جدایی فلسطین از سایر کشورهای عربی ، آفریقایی خود به نوعی زمینة عدم تحقق وحدت بین دو طرف (افریقا و آسیا) را فراهم می کند و این به نفع استعمار اروپا و بخصوص انگلستان خواهد بود. 

موضع انگلستان پس از حمله محمد علی پاشا والی مصر و شام و اعزام فرزندش ابراهیم پاشا به این منطقه وحشت انگلستان از اتحاد مصر با سرزمین شام را برانگیخت ، لذا انگلستان با دولت عثمانی علیه ابراهیم متحد شد و در حمله ای او را شکست دادند.

پس از دخالت انگلستان ، بالمسترون نخست وزیر انگلستان یادداشتی برای سفیر خود در استانبول فرستاد.

در آن یادداشت منافع پادشاه عثمانی در صورت تشویق هجرت یهود به فلسطین به شرح ذیل عنوان شده : بازگشت ملت یهود به فلسطین به دعوت سلطان و تحت حمایت ایشان ، سدی در مقابل نقشه های شرورانه ! محمد علی پاشا و جانشینان وی خواهد بود.

در مارس سال 1840 میلادی با رون روچیلد یهودی پیامی برای بالمسترون فرستاد ، در آن پیام آمده بود محدود کردن نفوذ حکومت محمد علی پاشا در مصر بدلیل اتحاد و همبستگی موجود بین اعراب کافی نیست زیرا اعراب با داشتن این ویژگی حافظ شرف و عزت دیرینة خود هستند.

آنان می دانند که رسیدن به شرف و عزت بستگی به اتحاد و همبستگیشان دارد. اگر به نقشة جغرافیایی این سرزمین بنگریم متوجه خواهم شد که فلسطین به مثابة پلی میان مصر و سایر کشورهای عربی و آسیایی است و فلسطین در طول تاریخ دروازة مشرق زمین بوده و هست بنابراین تنها راه جلوگیری از بروز هرگونه خطری ایجاد پایگاههای مختلف در این سرزمین است که با طرح هجرت یهود و اجرای آن امکان پذیر است البته این هجرت نه تنها به منظور خدمت به یهود است بلکه هدف از آن تحقق منافع انگلستان می باشد بنابراین امپراتوری انگلستان نمی بایست تجربة محمد علی پاشا را در زمینة تشکیل یک دولت قوی در مصر و ایجاد روابط بین مصر و سایر کشورهای عربی تکرار کند.

این دو طرح که یکی از سوی انگلستان و دیگری از سوی رهبران یهود صادر شده آشکار می کند که منافع دو طرف در مبارزه علیه تشکیل دولت متحد عربی مشترک است و این مبارزه جز با ایجاد یک دولت یهودی در قلب منطقه عربی کامل نمی شود.

انگلستان طی قرار دادی که هنری کامبل نخست وزیر انگلستان منعقد کرده بود ، تجزیة کشورهای عربی و عدم رسیدگی به وضعیت آنها را پیشنهاد و سیاست مبارزه با اتحاد آنها ومنع برقراری رابطه فرهنگی و فکری و تاریخی میان آنها را در پیش گرفت.

اجرای این سیاست با جدائی آفریقا از این منطقه امکان پذیر است .

جزئی از این اهداف در سال 1916 بدنبال پیمان سایکس پیکو عملی گردید و به موجب آن فرانسه به قسمتی از سرزمینهای سوریه و جنوب (الأناضول) و موصل عراق دست یافت و به رنگ آبی مشخص گردید.

انگلستان نیز سرزمینهای جنوب سوریه در عراق را که شامل بغداد و بصره و مناطق واقع بین خلیج فارس و سرزمینهای متعلق به فرانسه و بندر عکا و حیفا می شوند به تصرف خود درآورد این مناطق در نقشه جغرافیایی به رنگ قرمز مشخص گردیدند.

بقیه مناطق فلسطین با رنگ قهوه ای مشخص شدند و قرار شد این مناطق بین المللی و متعلق به تمام کشورهای استعماری اروپا باشند بدین ترتیب انگلستان و فرانسه توطئه ای علیه کشورهای عربی چیده و از اتحاد و یکپارچگی آنان جلوگیری کردند.

بدنبال این پیمان رهبران جنبش صهیونیسم و در رأس آنان روچیلد و حییم وایزمن با انگلستان ارتباط برقرار کرده و پیمان بالفور را امضا کردند ولی یکی از شروط موافقت انگلستان با این پیمان ، قرار گرفتن دولت یهود به عنوان اولین خط دفاعی کانال سوئز و استمرار تجزیه کشورهای عربی بود.

این پیمان را وزیر امور خارجه انگلستان آرتور بالفور در 2 نوامبر 1917 صادر کرد طبق این قرار داد که بالفور به شکل نامه برای روچیلد نوشته بود آمده است : حکومت انگلستان با تأسیس دولت برای ملت یهود در فلسطین موافق است و تمام سعی خود را در تحقق این هدف بکار خواهد گرفت و نباید حقوق ملی و دینی طوایف غیر یهود مقیم فلسطین و حقوق سیاسی یهودیان مقیم سایر کشورها ، نقض شود امیدوارم اتحاد صهیونیسم این سخنان را مورد عنایت قرار دهد.

در دسامبر 1917 ارتش انگلستان به فرماندهی ژنرال لنبی به منظور اجرای پیمان بالفور وارد قدس شد و به دنبال آن درگیریهایی بین عرب و یهود به وقوع پیوست و سازمانهایی عربی علیه طرح صهیونیسم تأسیس شدند ، در سالگرد وعده بالفور یهودیان در صدد بر آمدند جشنی به همین مناسبت برگزارکنند اما عربها در مقابل تهدید به تظاهرات کردند ، اما هربرت ساموئل نماینده انگلستان در فلسطین تهدید کرد که هر عربی را که به تظاهرات دست زند دستگیر خواهد کرد. 

در پی این اطلاعیه شورش و اعتراض در سایر مناطق فلسطین و کشورهای عربی بالا گرفت و فلسطینیان مطمئن شدند که انگلستان قاطعانه تصمیم بر جدائی فلسطین از سایر کشورهای عربی گرفته است ، این اقدام بویژه پس از اعلام تحت الحمایگی فلسطین در سال 1919 از سوی امریکا کاملا مشخص گردید که به موجب آن فلسطین از مستعمرات انگلستان اعلام شد.

انگلستان در حالیکه فلسطین را از سایر سرزمین شام جدا می کرد ، سعی بر آرام کردن عربها داشت ولی موفق نشد و با اولین شورش ملی فلسطینیان در سال 1920 مواجه گردید .

در کنفرانس ورسای در 1919 جنبش صهیونیسم ، برنامة دقیقی به کنفرانس ارائه داد ، می توان مهمترین بندهای آن را اینگونه برشمرد :

1 صدور قیمومت انگلستان بر پیمان بالفور

2 مرزهای فلسطین شامل نواحی صیدا و سرچشمه های لیتانی و رود اردن و حوران و شرق اردن و عقبه و جزئی از صحرای سینای مصر شود.

در این کنفرانس سیاست تحت الحمایگی مستعمراتی که قبل از جنگ تابع آلمان و ترکیه بودند ، تحمیل شد. این کنفرانس همچنین تشکیل گروهی از جانب سازمان ملل متحد برای نمایندگی انگلستان و فرانسه را پیشنهاد داد.

در سال 1920 فرمان تحت الحمایگی فلسطین در کنفرانس سان ریمو صادر شد و انگلستان ، هربرت ساموئیل را نماینده عالی خود در قدس منصوب کرد ، وی قبلا وزیر کشور انگلستان و حامی صهیونیست ها بود.

پس از سه روز از اعلام استعمار انگلستان بر فلسطین لندن ، پیمان بالفور را عملی کرد و فلسطینیان به اعتراض برخاستند و برای اولین بار بین سپاه انگلستان و عرب درگیری ایجاد شد.

بالفور که به سال 1848 در اسکاتلند به دنیا آمده بود یک سیاستمدار محافظه کار بود وی که قبلا نماینده مجلس انگلستان بود در زمان نخست وزیری لوید جورج وزیر امورخارجه شده بود.

بالفور تا پایان عمر (1930) به فعالیت سیاسی ادامه داد.

ترجمه چینی این مقاله را در لینک زیر ملاحظه فرمایید:

http://zh.beijing.icro.ir/index.aspx?fkeyid=&siteid=153&fkeyid=&siteid=152&pageid=11643&newsview=688841

 



 

 


٠٨:١٧ - 1396/08/06    /    شماره : ٦٨٨٦٠١    /    تعداد نمایش : ١٧٩


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 268312 | بازدید امروز : 134 | کل بازدید : 752317 | بازدیدکنندگان آنلاين : 4 | زمان بازدید : 1.3124